خیانت زناشویی: تهدیدی برای خانواده و احساس تعلق
خیانت زناشویی یکی از اصلیترین چالشهایی است که خانوادهها را تهدید میکند. این مسئله نه تنها ساختار خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه حس تعلق افراد و اعتماد بین زوجین را نیز تضعیف میکند. تحقیقات نشان داده است که خیانت زناشویی میتواند دلیل اصلی طلاق و فروپاشی ازدواج باشد، در این مقاله به دلایل خیانت زناشویی در زنان می پردازیم.
عوامل مؤثر بر خیانت زناشویی

مطالعات مختلف، دلایل متنوعی را برای خیانت زناشویی شناسایی کردهاند. از جمله:
- نیازهای عاطفی و جنسی برآوردهنشده
- هیجان خواهی و بیمسئولیتی
- تعارضات زناشویی و ضعف در حل مشکلات خانوادگی
برخی پژوهشها نشان میدهند که عوامل شخصیتی مانند احساساتطلبی افراطی یا تجربههای جنسی پیش از ازدواج نیز در این زمینه نقش دارند.
تفاوتهای جنسیتی در خیانت
آمارها حاکی از این است که میزان خیانت در مردان بیشتر گزارش شده، اما با در نظر گرفتن تعاریف گستردهتر از خیانت، این تفاوت کاهش مییابد. برای مثال، پژوهشی نشان داده است که زنان پس از خیانت، بیشتر از مردان تصمیم به جدایی میگیرند و احتمال ازدواج مجدد با شریک جدید برای آنها بیشتر است.
تأثیر فرهنگ بر خیانت زناشویی
خیانت زناشویی تحت تأثیر فرهنگ و باورهای جامعه قرار دارد. بنابراین نتایج پژوهشهای انجامشده در کشورهای دیگر، مانند آمریکا یا اروپا، بهطور کامل قابل تعمیم به خانوادههای ایرانی نیست.
نتایج تحقیق کیفی درباره زنان و خیانت
مطالعات کیفی در این حوزه نشان داده است که عوامل درونفردی، نیازهای عاطفی و جنسی و تعارضات زناشویی از جمله دلایل اصلی خیانت در زنان هستند. با این حال، هیچ عاملی بهتنهایی منجر به خیانت نمیشود و معمولاً ترکیبی از عوامل در این موضوع دخیل هستند.
اهمیت پرداختن به موضوع خیانت در جامعه ایرانی
بررسی دقیق خیانت زناشویی و شناسایی علل آن در جامعه ایرانی میتواند به پیشگیری از این پدیده و کاهش آسیبهای خانوادگی کمک کند. مطالعات محلی و تحلیل عوامل مؤثر در بافت فرهنگی ایران، گامی مهم در راستای ارائه راهکارهای مناسب برای حفظ سلامت خانواده است.
بررسی کیفی دلایل خیانت زناشویی در زنان
این تحقیق بررسی روابط فرازناشویی زنان در اصفهان است. با روش مصاحبه عمیق از 11 زن 20 تا 70 ساله که مشکلات روانی جدی نداشتند، اطلاعات جمعآوری شد. هدف، پیدا کردن دلایل و الگوهای پنهان این روابط بود. سؤالات درباره تعریف روابط فرازناشویی، عوامل مؤثر، و نقش جامعه در این مسئله بود. نتایج نشان داد که این روابط دلایل مختلفی مثل مشکلات زناشویی و عوامل اجتماعی دارند که در ادامه به آن اشاره می گردد.
همچنین بخوانید: پس لرزه های خیانت؛ مروری بر آسیب دلبستگی ناشی از خیانت
عوامل خیانت در زنان
عوامل درون فردی
در این مقوله مفاهیمی برآمده از ویژگی های فردی مانند ویژگی های شخصیتی یا ژنتیک افراد ارائه شد. این عوامل در سه زیرمجموعه هیجان خواهی، عزت نفس پایین و خودانگاره منفی و هیجان سرکوب شده طبقه بندی شدند.
هیجان خواهی

احساس خستگی و ناامیدی از زندگی زناشویی به دلیل ویژگی های روانی از جمله مواردی است که شرکت کنندگان به آن اشاره میکنند. در این رابطه یکی از شرکت کنندگان بیان کرد:
« نمی دانم که آیا زندگی برای من خسته کننده شده است یا نه. »
بی حوصلگی با برخی از تجربیات برای برخی از شرکت کنندگان و حس کنجکاوی در میان دیگران همراه بود. تجارب زنان با ویژگی های روانی قبل از ازدواج مرتبط بود. یکی از شرکت کنندگان گفت:
« از دوران مجردی خیلی شیطون بودم. من نمی توانستم با شوهرم خوش بگذرانم، اما با شخص دیگری حال خوبی داشتم. »
به دلیل کمبود تجربه، سایر شرکت کنندگان حس کنجکاوی قوی داشتند. یکی از شرکت کنندگان اشاره کرد که:
« می دانید که من در دوران مجردی خود چنین رابطه ای را تجربه نکرده ام و فقط می خواستم ببینم چه حسی دارد. »
یکی دیگر از شرکت کنندگان اظهار داشت که:
«رابطه جنسی با شخص دیگری کاملاً یک تجربه جدید بود. »
در نهایت، یکی از شرکتکنندگان ارضای نیازهای احساسطلبی خود را از طریق داشتن چنین رابطهای در نظر گرفت که در:
«فقط داشتن یک رابطه عاشقانه برای من جالب بود. »
عزت نفس پایین و خودانگاره منفی
از عوامل مرتبط با ویژگی های فردی، عزت نفس پایین و خودانگاره منفی بود. شرکت کنندگان اظهار داشتند که از جذابیت کافی برخوردار نیستند که به یکی از دلایل کاهش عزت نفس در بین آنها منجر شده است. در این خط شرکت کنندگان گفتند:
«من از دیدگاه دیگران جذاب نبودم. در واقع، او اولین کسی بود که توجه زیادی به من داشت.»
«من فقط می خواستم ببینم آیا برای شوهرم دوست داشتنی هستم یا نه. یا هیچ کس دیگری مرا دوست ندارد بنابراین چنین وابستگی بین ما ایجاد شد.»
هیجان سرکوب شده
مصاحبه شوندگان از خود به عنوان افراد عاطفی ذهنی یاد کردند. یکی از شرکت کنندگان تاکید کرد که:
«من همیشه یک کودک درونی فعال داشته ام. »
با این حال، شرکت کنندگان تاکید کردند که چنین هیجانی در زندگی توسط همسرانشان سرکوب شده است. یکی از شرکت کنندگان در این رابطه گفت:
«هر کاری که برای گفتن دوستت دارم به شوهرم انجام دادم بی تاثیر بود زیرا او همیشه می گفت که این برای سن ما مناسب نیست. او همیشه مرا بچه صدا می کرد. هیچ عشقی در زندگی زناشویی ما وجود نداشت.»
تعارضات زناشویی

تعارضات زناشویی به تعاملات و واکنش های زن و شوهرش اطلاق می شود. این مقوله شامل نیازهای عاطفی برآورده نشده، بی ثباتی و تفاوت ارزش های زوجین، عدم توجه به مرزها، اختلافات زناشویی، انتقام از شوهر و شوهر نامناسب بود.
عدم برآورده شدن نیازهای عاطفی
یکی از مهمترین عبارات مصاحبه شوندگان عدم برآوردن نیازهای عاطفی توسط همسرانشان بود. شرکت کنندگان بیان کردند که:
« ما هرگز با هم صحبت نمی کنیم. »
«همسرم بیرون از خانه با دیگران سرحال بود، اما در خانه برای من ناراحت بود. »
« به طور کلی، من در زندگی خود را با احساسات و نیازهای خویش فراموش کرده بودم. »
نیاز زنان به توجه و مراقبت از سوی همسران به عنوان یکی از مهمترین نیازهای عاطفی ذکر شد.
« او به من اهمیت نمی داد و تمام توجهش به خانواده اش بود و من همیشه احساس پوچی روانی داشتم. »
«در زندگی ام همیشه به دنبال چیزی بودم که زمان تنهایی ام را پر کند. »
اختلاف در نیازها و اهداف
زنان در این مطالعه اظهار داشتند که همسرانشان درک خوبی از برآورده شدن نیازهای خود ندارند. یکی از خواسته های اساسی زنان صداقت همسرشان بود. یکی از شرکت کنندگان در این رابطه گفت:
«من انتظار داشتم که او با من صادق باشد، اما او صادق نبود. »
در برخی موارد این خواسته ها در نیازهای اقتصادی بیان می شد.
«شوهر باید تمام نیازهای اقتصادی همسرش را برآورده کند، اما شوهرم به این نیازها توجه نکرد. »
علاوه بر این، عدم تطابق در اهداف و همچنین درک متقابل توسط همسران توسط زنان ذکر شد.
«من و شوهرم در زندگی اهداف یکسانی نداشتیم. ما هرگز هدف مشابهی نداشتیم.»
«شوهرم مرا درک نکرد. »
«ما همیشه مجبور بودیم مدت زیادی با هم بحث کنیم تا کوچکترین چیزها را بفهمیم.»
«میخواستم بدون بیان نیازهایم برآورده شود، اما شوهرم متوجه آن نشد و من همیشه به زور و تقلب متوسل شدم.»
عدم توجه به مرزها
رعایت نکردن حریم خصوصی و تعیین حد و مرز در زندگی زناشویی عامل دیگری بود که در زنان و همچنین همسرانشان مشاهده شد. شوهران مصاحبه شونده هیچ تاکیدی بر حفظ حریم خصوصی خانواده نداشتند. در این رابطه شرکت کنندگان بیان کردند که:
«شوهرم با دوستان مجردش رابطه خوبی داشت و این باعث شد که با آنها ارتباط نزدیک تری داشته باشم. »
«ما دائماً با اقوام و غریبه ها در تماس بودیم.»
در برخی موارد، عبور از خط قرمز توسط یک زن، واکنش مشابهی به عدم محدودیت در روابط توسط همسرش بود. یکی از شرکت کنندگان گفت:
«شوهرم با دوستانم رابطه باز داشت. »
علاوه بر این، عدم پایبندی به این مرزها ممکن است در طول زمان تغییر کند و حساسیت به این مرزها را کاهش دهد. برخی از شرکت کنندگان اظهار داشتند که:
«همه همکاران من در محل کار تقریبا همیشه در مورد این روابط صحبت می کنند. »
«خانواده برای من معنی ندارد و فقط برای والدین ما معنی دارد. »
اختلاف زناشویی

شرکت کنندگان بیان کردند که در زندگی زناشویی خود با تفاوت های گوناگونی مواجه بودند. این تفاوت ها شامل اجازه به دیگران برای مداخله در زندگی زناشویی، اعتیاد شوهر و ناهماهنگی در نقش های زوجین بود. در این راستا شرکت کنندگان مجددا تاکید کردند که:
«مادرشوهرم در تمام اتفاقات زندگی زناشویی ما دخالت دارد و این مرا دیوانه می کند. »
«از روز اول ازدواجمان فقط یک شرط داشتم که شوهرم اعتیاد نداشته باشد، اما در نهایت او تبدیل به یک معتاد شد. »
«من مجبور بودم به دیدار خانواده اصلی شوهرم ادامه دهم، اما او مسئولیت مشابهی در قبال خانواده من نداشت.»
«نقش من فقط تربیت بچه ها بود. او فقط به پیشرفت و رشد خود و چگونگی بالا رفتن از نردبان موفقیت فکر می کرد. »
«او نمی توانست وقایع زندگی مشترک در زندگی زناشویی ما را به خاطر بیاورد. و وقتی شکایت کردم، مدام میگفت که تو مثل بچهها رفتار میکنی.»
«هر بار که در مورد نگرانی هایم با او صحبت می کردم، با هم دعوا می کردیم. و اگر در مورد آنها صحبت نمی کردم، پنهانی به من مشکوک می شد. به طور کلی، من هیچ گزینه دیگری نداشتم.»
«ما فقط در خانه دعوا و دعوا کردیم.»
انتقام از شوهر
رفتارها و واکنشهای آزاردهنده شوهر از جمله عدم محبت، ارتباط با زنان دیگر یا صحبت در مورد روابط از جمله عواملی بود که زنان را به واکنش یا انتقام گرفتن از شوهر تشویق میکرد. شرکت کنندگان اظهار داشتند که:
«هزار بار به او گفتم دوستت دارم، اما او توجهی نکرد. »
«من همیشه می دانستم که او تمایل دارد با خواهرم ازدواج کند. »
«او در مورد بسیاری از دوست دختران سابق و روابط خود با آنها صحبت می کرد. »
«صدایی در درون من همیشه مرا وسوسه می کرد تا خودم را ثابت کنم و نشان دهم که از او کمتر نیستم. »
«صد بار گفتم اگر رفتارت را تغییر ندهی من هم همینطور رفتار می کنم، اما او بی تفاوت بود. »
«او همیشه فکر می کرد که فقط خودش جذاب و خوش تیپ است. »
شوهر غیر جذاب
شوهر غیرجذاب یکی از عوامل مؤثر در تعارضات زناشویی بود. عدم جذابیت ممکن است از ابتدای ازدواج یا بعد از ازدواج به دلیل تغییر در ظاهر زوجین وجود داشته باشد. شرکت کنندگان در این خصوص گفتند:
«من از ابتدا او را دوست نداشتم. »
«من از قد و هیکل شوهرم متنفرم.»
«شوهر من خوش استایل و خوش لباس نیست. »
«دوستان، اقوام یا همسایههایم تقریباً همیشه به من میگفتند حیف است که با چنین شخصی ازدواج کردی. »
«بعد از اعتیاد شوهرم، نتوانستم ظاهر او را تحمل کنم»
«من همیشه چهره دوست پسر سابقم را در ذهنم تصور می کردم و احساس پشیمانی می کردم. »
«کاش شوهرم مثل بقیه مردها خودش را جذاب نگه می داشت»
دلایل جنسی
عوامل مرتبط با نیازهای جنسی زنان در این دسته قرار گرفتند. این عوامل در سه زیرمجموعه کنجکاوی برای تجربیات جنسی، تجربیات جنسی قبل از ازدواج و ناکامی جنسی دستهبندی شدند.
کنجکاوی برای تجربیات جنسی
برخی از زنان بررسی رشد جنسی و اطمینان از توانایی کامل جنسی را از دلایل خیانت زناشویی خود عنوان کردند. در این زیر مجموعه، شرکت کنندگان اظهار داشتند که:
«میخواستم ببینم که آیا مانند سایر زنان نقطه G دارم یا خیر. »
«من نمی دانستم که آیا توانایی رضایت شوهرم را داشته ام یا نه. »
«من میخواستم توسط شخص دیگری غیر از شوهرم مطمئن شوم که هیچ مشکلی با جنسیت ندارم.»
«من میخواستم قبل از بازگشت شوهرم از مسافرت کاری توسط مرد دیگری از نظر جذابیت جنسی تایید شوم. »
«همسرم همیشه هیچ بازخوردی به من نداشت، هرچند دورههای آموزشی در این زمینه داشتم. او همیشه به من می گفت تو خوبی اما من از اول می دانستم که او فقط دروغ می گوید. »
«من عاشق رابطه جنسی با افراد بسیار کوچکتر یا خیلی بزرگتر از خودم بودم. »
تجربیات جنسی قبل از ازدواج
داشتن روابط جنسی و ادامه آن خواسته یا ناخواسته پس از ازدواج به عنوان یکی از زیرمجموعه های دلایل جنسی مورد تاکید قرار گرفت. شرکت کنندگان در این خصوص اظهار داشتند که:
«من بعد از ازدواج سعی کردم پارتنر قبلی را از نظر جنسی نادیده بگیرم، اما تلفنی هر از چند گاهی با او در ارتباط بودم . »
«من در ایسنتاگرام دوست پسر سابقم را دنبال می کردم و وسوسه می شدم.»
«زندگی مجردی پر از وسوسه و هیجان بود. »
«من در روابط جنسی با شوهرم هیچ ارگاسمی نداشتم. »
«قبل از ازدواج، هر روز یک سبک جنسی را تجربه می کردم. »
«باید بگویم که به رابطه جنسی معتاد بودم. »
«تنها باری که در تمام طول عمرم خوش گذراندم دوران مجردی ام بود. من با دوست پسر سابقم رابطه جنسی و روابط زیادی داشتم.»
«برای فرار از خانه بعد از دعوا، با مردی می خوابیدم و رابطه جنسی داشتم. من به این عادت کردم و بعد از ازدواج نتوانستم این عادت را ترک کنم.»
ناکامی جنسی

عدم ارضای نیازهای جنسی یا شکایت از روابط جنسی با شوهر از دیگر عوامل مرتبط با روابط خارج از ازدواج بود. شرکت کنندگان بیان کردند که:
«من معنی رابطه جنسی را نمی دانستم. »
«هر بار که به او می گفتم بیا با هم بخوابیم، مرا مسخره می کرد و مثل یک فاحشه مرا صدا می کرد. »
«شبهایی که با هم دعوا میکردیم، او در اتاق خواب ما نمیخوابید. »
«ما هر 4 ماه رابطه جنسی نداشتیم. »
«او همیشه برآورده شدن نیازهای یک زن را بی اهمیت می دانست. »
«هر شب؛ وقتی راضی شد، خواب زیبایی داشت.»
«متاسفانه هرگز مزه رابطه عاشقانه یا جنسی را با شوهرم نچشیدم. »
«هر بار که لباس جدیدی می پوشیدم یا آرایش جدیدی می کردم، شوهرم با استفاده از الفاظ بد و ناخوشایند بهم میگفت و همیشه می خورد تو ذوقم. »
«قبل از ازدواج با چند نفر رابطه داشتم و ارگاسم میشدم ولی با شوهرم هرگز چنین چیزی تجربه ای نکردم. »
«هر شب با بهانه هایی از جمله خسته ام، حال ندارم، امشب وقتش نیست، از رابطه فرار میکرد و بی توجه به من پشتشو میکرد می خوابید. و من گریه میکردم و توجهی نداشت.»
نتیجه گیری
این تحقیق به شناسایی عوامل مختلفی که باعث خیانت در زنان میشود، پرداخته است. نتایج نشان داد که سه عامل اصلی در خیانتهای زنان نقش دارند: ویژگیهای فردی مثل هیجانخواهی و عزت نفس پایین، مشکلات در روابط زناشویی مانند نارضایتی عاطفی و جنسی، و دلایل جنسی که شامل کنجکاوی برای تجربیات جنسی و عدم رضایت از روابط جنسی است. زنان درگیر خیانت معمولاً از طریق این روابط به دنبال رفع نیازهای عاطفی و جنسی خود هستند یا در برخی موارد برای انتقام از همسرشان وارد این روابط میشوند. در برخی از موارد، نبود جذابیت در همسر یا مشکلات ارتباطی موجب بروز چنین رفتارهایی میشود.
این تحقیق همچنین به این نکته مهم اشاره دارد که خیانت زناشویی در جامعه ایرانی به عنوان یک تابو شناخته میشود و در صورت وقوع آن، به ویژه از سوی زنان، آسیبهای زیادی به بنیان خانواده وارد میکند. با این حال، محدودیتهایی در انجام این تحقیق وجود داشته است؛ از جمله نادر بودن مراجعه افراد به مراکز مشاوره به دلیل حساسیت موضوع و همچنین دشواری درجمعآوری دادهها. این مطالعه همچنین به ارائه راهکارهای مشاورهای و درمانی برای کمک به زوجهایی که با چنین مشکلاتی روبهرو هستند، پرداخته است.



2 پاسخ
درود بر دکتر رشیدیان عزیز که هم در میدان عملگرا هم در قلم زدن فعال
درود بر شما
لطف دارید
خیلی ممنونم از توجهتون