خیانت زوجین، چه جنسی و چه عاطفی، از چالشهای رایج روابط عاشقانه است که به شدت رابطه را تحت تأثیر قرار میدهد. این پدیده علاوه بر آسیب به اعتماد، پیامدهای روانی، رفتاری و جسمی برای همسر قربانی دارد.
مقاله حاضر به بررسی عوامل مؤثر در خیانت، پیامدهای روانشناختی آن و راهکارهای بازسازی رابطه پس از خیانت میپردازد. همچنین بر اهمیت تشخیص بهموقع و دریافت حمایت روانشناختی برای بهبود سلامت روان زوجین تأکید دارد.
شیوع خیانت در روابط زوجین
خیانت در روابط عاشقانه پدیدهای رایج است. تحقیقات نشان میدهد 11 تا 25 درصد افراد حداقل یک بار روابط خارج از ازدواج یا تعهد را تجربه کردهاند. خیانت جنسی در میان افراد غیرمتأهل شایعتر است؛ مثلاً در یک مطالعه، 50 درصد مردان و 31 درصد زنان رابطه جنسی خارج از رابطه داشتهاند. همچنین در میان دانشجویان آمریکای شمالی، نرخ خیانت جنسی 20 تا 40 درصد گزارش شده است.
انواع خیانت: جنسی و عاطفی
خیانت عاطفی حتی رایجتر از خیانت جنسی است و ممکن است به تنهایی یا همراه با آن رخ دهد. پژوهشی نشان داد 18 درصد افراد فقط خیانت عاطفی، 21.6 درصد فقط خیانت جنسی، و 19 درصد هر دو نوع را تجربه کردهاند. همچنین، بسیاری از زنان و مردان دستکم یک رابطه عاطفی عمیق خارج از رابطه اصلی داشتهاند.
خیانت الکترونیکی؛ شکل جدید خیانت
با گسترش ارتباطات اینترنتی، خیانت الکترونیکی به یکی از ابعاد مهم خیانت تبدیل شده است. این نوع شامل مکالمات جنسی تلفنی یا وبکمی، ارسال پیامها و تصاویر جنسی، و روابط عاطفی آنلاین خارج از رابطه میشود. تحقیقات نشان دادهاند درصد قابل توجهی از افراد در این نوع ارتباطات خارج از رابطه اصلی مشارکت دارند.
پیامدهای روانی و بینفردی خیانت الکترونیکی
تحقیقات بر روی نمونههای مختلف نشان داده است که خیانت الکترونیکی میتواند تأثیرات روانی و رفتاری مشابه خیانتهای واقعی داشته باشد. افراد ممکن است احساس خیانت، آسیب به اعتماد و مشکلات عاطفی جدی را تجربه کنند. بنابراین شناخت و آگاهی نسبت به این نوع خیانت و اثرات آن اهمیت زیادی دارد.
اثر خیانت بر روابط عاشقانه
خیانت جنسی، عاطفی و الکترونیکی میتواند بهشدت بر طول عمر و کیفیت رابطه عاشقانه اثر بگذارد. بیشتر قربانیان خیانت از آسیب به اعتماد و رابطه اصلی گزارش دادهاند، بهویژه در مواردی که خیانت هم جنسی و هم عاطفی بوده است.
مطالعات نشان دادهاند که خیانت جنسی از دلایل شایع طلاق در جهان است. گاتمن (1999) آن را مهمترین عامل طلاق میداند، حتی مهمتر از اعتیاد یا ناسازگاری. آماتو و پروییتی (2003) نیز آن را پیشبینیکننده قوی طلاق معرفی کردهاند.
آمارها نشان میدهند خیانت جنسی دلیل 20 تا 27 درصد طلاقها در آمریکاست. 41.8 درصد افراد طلاقگرفته گفتهاند که همسرشان بلافاصله پس از ازدواج خیانت کرده و 44.3 درصد نیز پس از کشف خیانت، رابطه را تمام کردهاند.
حتی اگر رابطه پس از خیانت ادامه یابد، معمولاً با فضای منفی و تنش همراه است و سلامت روان زوجین را تحت تأثیر قرار میدهد.

خیانت عاشقانه به عنوان یک تجربه آسیبزا و تروما
خیانت عاشقانه اغلب به عنوان یک واقعه آسیبزا شناخته میشود که میتواند روابط و افراد را برای همیشه تغییر دهد. این دیدگاه در مشاهدات بالینی ریشه دارد، اما تحقیقات علمی نیز در حال بررسی علائم روانی ناشی از خیانت هستند.
برخی واکنشهای قربانیان خیانت، مشابه علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) است؛ از جمله نشخوار فکری، اضطراب، فلاشبک، بیحسی عاطفی و افسردگی. این علائم معمولاً بلافاصله پس از کشف خیانت بروز میکنند، اما در برخی موارد ممکن است حتی سالها بعد نیز ظاهر شوند.
کارشناسان معتقدند که ریشه این آسیب، در نقض باورهای اساسی درباره امنیت و اعتماد به شریک زندگی است. خیانت با شکستن این باورها، آسیب دلبستگی ایجاد میکند.
خیانت به عنوان یک زخم دلبستگی
نظریه دلبستگی بزرگسالان نشان میدهد که ویژگیهای روابط عاشقانه در بزرگسالی مشابه روابط دلبستگی نوزاد به مادر است. عشق در هر دو دوره شامل تماس چشمی، آغوش، نوازش، لبخند، گریه، چسبیدن، اضطراب جدایی و خوشحالی هنگام تجدید دیدار است.
هازان و شاور (1987) نتیجه گرفتند که این دو نوع دلبستگی بازتاب یک فرایند واحد هستند. زمانی که آسیب دلبستگی رخ دهد، شریک زندگی دیگر پایگاه امن محسوب نمیشود. در زمینه خیانت زوجین، این موضوع میتواند زخم عمیق دلبستگی ایجاد کرده و سلامت روان و کیفیت رابطه را مختل کند.
دلبستگی آشفته در کودکی
دلبستگی آشفته در کودکان به معنای شکست در راهبردهای تنظیم هیجان و بروز واکنشهای ناهماهنگ به پریشانی عاطفی است. این نوع دلبستگی اغلب در پاسخ به ترسی شکل میگیرد که از والدینی ناشی میشود که هم منبع اضطراب و هم منبع امنیت هستند.
دلبستگی آشفته با علائم ناسازگاری مانند رفتارهای پرخاشگرانه (برونیسازی)، واکنشهای شدید استرس، اختلالات تجزیهای و علائم ترومای حلنشده همراه است. این علائم نشاندهنده پریشانی عاطفی حلنشدهای هستند که کودک قادر به مدیریت سازمانیافته آن نیست. به همین دلیل، این دلبستگی «ترس بدون راهحل» نامیده شده است.
دلبستگی آشفته در بزرگسالی
دلبستگی آشفته در بزرگسالی میتواند روابط عاشقانه را مختل کند، هرچند تحقیقات در این زمینه محدود است. این نوع دلبستگی ناشی از ترس فراگیر نسبت به چهرههای دلبستگی رمانتیک است و منجر به رفتارهای متناقض، گیج و ناسازگار در موقعیتهای پریشانکننده میشود.
همچنین، دلبستگی آشفته بزرگسالی با پرخاشگری (جسمی و کلامی)، اضطراب، افسردگی و علائم تجزیهای همراه است.
خیانت در روابط عاشقانه، ترومای زخم دلبستگی و دلبستگی آشفته
تخلفات بینفردی مانند خیانت عاشقانه میتواند منجر به «آسیب دلبستگی» شود؛ تجربهای که باور فرد به قابلاعتماد بودن نزدیکان برای حمایت و امنیت را نقض میکند.
در خیانت، آسیب اصلی به پیوند دلبستگی بین شرکای رابطه وارد میشود. قربانیان خیانت در بزرگسالی احساساتی مشابه کودکان با دلبستگی آشفته را تجربه میکنند، زیرا منبع امنیت عاطفی، عامل آسیب نیز بوده است.
واکنشهای ناشی از خیانت ممکن است نشاندهنده دلبستگی آشفته و بینظمی عاطفی باشد، یا دستکم به آن شباهت داشته باشد.

اثرات چندبعدی صدمات دلبستگی ناشی از خیانت
قربانی شدن در خیانت میتواند موجب بینظمیهای عاطفی، شناختی، رفتاری و جسمی شود که اغلب با هم مرتبطاند. خیانت، چه واقعی و چه ادراکشده، سلامت روان و جسم همسر فرد خیانتکار را تحت تأثیر منفی قرار داده و به رفتارهای ناسازگار و آسیبزننده منجر میشود.
در ادامه، خلاصهای از تحقیقات مرتبط با تجربه قربانی خیانت در این ابعاد و در چارچوب نظریه دلبستگی ارائه میشود.
پیامدهای عاطفی خیانت
خیانت میتواند به بینظمیهای عاطفی جدی منجر شود. نشانههای آسیب دلبستگی شامل احساس خیانتدیدگی، عصبانیت، شرمساری، حسادت، ترس و اندوه شدید است.
تحقیقات کیفی درباره «غلیانهای عاطفی» پس از افشای خیانت، به عصبانیت شدید، درگیری عاطفی و بلاتکلیفی درباره آینده رابطه اشاره دارند. شریک قربانی ممکن است میان ادامه رابطه یا جدایی دچار تردید شود.
این وضعیت با سردرگمی دلبستگی آشفته همخوان است، اگرچه تحقیقات نظاممندی در این زمینه انجام نشده است. در ادامه معمولاً یک دوره توقف رخ میدهد که طی آن واکنشهای عاطفی کاهش یافته و تمرکز بر معنابخشی به خیانت قرار میگیرد.
پیامدهای شناختی خیانت
باورهای بنیادین ایمنی، ثبات، کنترل، و اعتماد
مطالعات نشان میدهد قربانی خیانت پیامدهای شناختی مهمی دارد. باورهای فرد درباره امنیت و ثبات در روابط عاشقانه بههم میریزد و احساس از دست دادن کنترل و ناامیدی شایع است.
خیانت توانایی قربانی در اعتماد به دیگران را مختل میکند و روابط پس از آن معمولاً با بیاعتمادی نسبت به وفاداری شریک و ترس از خیانتهای آینده همراه است. وقتی شریک بیوفا دیگر پایگاه امن نیست، فروپاشی باورهای بنیادین رابطه طبیعی است.
علاوه بر این، قربانی ممکن است دنیا را ناامن و غیرقابل پیشبینی ببیند، چرا که خیانت تعهد عاطفی و جنسی بین زوجین را نقض میکند.
احساس ارزشمندی، خودسرزنشگری و افسردگی

قربانی شدن در خیانت عاشقانه یکی از عوامل مهم آسیب به اعتماد به نفس و عزت نفس است. مطالعهای نشان داد که ۶۷٪ مردان و ۵۳٪ زنان پس از خیانت، کاهش خودانگاره، اعتماد به نفس فردی و جنسی را تجربه کردهاند.
خیانت هم آسیب دلبستگی است که دلبستگی ایمن را تضعیف میکند و هم به هویت شخصی ضربه میزند و عزت نفس را کاهش میدهد. این کاهش ممکن است باعث تردید در جذابیت و ارزش خود و خودسرزنشگری قربانیان شود.
بهطور مشابه، جانسون و همکاران (۲۰۰۱) بیان میکنند:
شکستن فرضیات اساسی پس از خیانت، نهتنها احساس امنیت را تضعیف میکند، بلکه باور فرد درباره ارزشمندی خود را نیز تهدید مینماید. کاهش خودپنداره میتواند ناشی از آسیب دلبستگی باشد که باورهای درونیشده درباره خود و دیگران را بهشدت دگرگون میکند.
ترکیب عزت نفس پایین، خودسرزنشگری، از دست دادن کنترل و نقض اعتماد، رابطه قربانی شدن با افسردگی را توضیح میدهد. مطالعات نشان دادهاند که آگاه شدن از خیانت همسر با بروز افسردگی در ۳۸٪ زنان بدون سابقه و ۷۲٪ زنان با سابقه افسردگی مرتبط است. همچنین، ۴۰٪ از دانشجویان طلاقگرفته پس از خیانت، علائم افسردگی داشتهاند.
در مواردی که قربانی خود اقدام به طلاق کند، علائم افسردگی کاهش مییابد؛ اما اگر شریک بیوفا طلاق را آغاز کند، افسردگی بیشتر میشود. این به دلیل احساس بازیابی کنترل توسط فردی است که خود تصمیم به پایان رابطه گرفته است.
عملکرد اجرایی:
یکی از اثرات شناختی خیانت، آسیب به عملکردهای اجرایی ذهن مانند تمرکز، تصمیمگیری، کنترل احساسات و برنامهریزی است. این آسیبها مشابه آنچه در تروماهایی مثل PTSD دیده میشود، بروز میکند. بسیاری از قربانیان خیانت دچار نشخوار ذهنی شدید شدهاند که زندگی روزمرهشان را مختل میکند.
نشانههای رایج شامل تحریکپذیری، مشکل در تمرکز، یادآوریهای ناخواسته و بیحسی عاطفی است. طبق نظریه دلبستگی، این علائم ناشی از از دست رفتن «پایگاه امن روانی» یعنی احساس امنیت در رابطه است.
پیامدهای شناختی و هیجانی خیانت میتواند در رفتار فرد به شکل واکنشهای ناسازگارانه و مشکلات بینفردی گسترده ظاهر شود.
پیامدهای رفتاری
رفتارهای ناسازگار با سلامت روان و جسم
خیانت میتواند منجر به رفتارهای مضر برای سلامت فرد و رابطه شود. پژوهشها نشان دادهاند قربانیان خیانت ممکن است تغییراتی مثل کاهش اشتها، مصرف الکل یا مواد، ورزش افراطی و روابط جنسی بدون رضایت را تجربه کنند.
بیخوابی نیز از پیامدهای رایج است. این رفتارها معمولاً واکنشی به ناامنی شدید یا دلبستگی آشفتهاند. فرد ممکن است ناخودآگاه با این رفتارها تلاش کند از درد روانی ناشی از خیانت فاصله بگیرد، چون راههای سالمتر تنظیم احساسات را نمیشناسد.
رفتارهای معطوف به همسر پس از خیانت
احساساتی مانند خشم، رنج و خیانت در قربانیان اغلب منجر به رفتارهای مخرب یا خصمانه نسبت به شریک بیوفا میشود. این واکنشها گاهی برای التیام احساسات یا بازسازی رابطه شکل میگیرند.
برخی افراد به خیانت تلافیجویانه دست میزنند یا شریک خود را مجازات میکنند که در موارد شدید ممکن است به خشونت فیزیکی منجر شود. این رفتارها بهویژه در جوامع مردسالار شایعتر است و با دلبستگی آشفته در مردان مرتبط است.
بیاعتمادی شدید و شک مداوم منجر به رفتارهای کنترلی مانند زیر نظر گرفتن همسر، بررسی پیامها و وسایل شخصی و حتی استخدام کارآگاه میشود. قربانی ممکن است بخواهد شریکش از موقعیتها و افراد یادآور خیانت فاصله بگیرد.
از منظر دلبستگی، این رفتارهای کنترلی ناشی از تضاد درونی قربانی است که هم به شریک وابسته است و هم نسبت به او بیاعتماد.
پیامدهای کلی سلامت جسمی
بیماریهای مقاربتی، خیانت و سلامت روان
قرار گرفتن در معرض بیماریهای مقاربتی (STIs) یکی از پیامدهای جدی جسمی خیانت در روابط عاطفی است. اگرچه ترس از ابتلا مستقیماً آسیب دلبستگی نیست، اما زخم روانی خیانت را تشدید میکند.
مطالعات نشان میدهد ابتلا به STIs با مشکلات روانشناختی مانند افسردگی، اضطراب، شرم، انزوا، خودانگاری منفی و ترس از انگ اجتماعی همراه است. این واکنشها وقتی شدیدتر میشوند که فرد رابطه را محیطی امن میداند.
در این شرایط، رابطهای که باید منبع امنیت و اعتماد باشد، تبدیل به منبع آسیب میشود. احتمال ابتلا به بیماری، باورهای بنیادین قربانی درباره ایمنی و اعتماد را متزلزل و احساس ناامیدی و کاهش ارزشمندی او را افزایش میدهد.
پیامدهای سلامت جسمی ناشی از خیانت زناشویی
یکی از پیامدهای جدی خیانت زناشویی، تأثیر آن بر سلامت جسمی قربانیان است. برخی افراد خیانت را بحران غیرقابلحلی میدانند که میتواند به افکار یا اقدام به خودکشی منجر شود. مطالعهای نشان داد ۹٪ از افراد خودکشیکرده، در ۲۴ ساعت قبل از مرگ قربانی خیانت بودهاند.
اگرچه تحقیقات مستقیمی درباره تأثیر خیانت بر سلامت جسمی از منظر تروما کم است، مطالعات نشان میدهد رویدادهای استرسزای روانی میتوانند سلامت عمومی را کاهش داده و بیماریهای جسمی و مرگ زودرس را افزایش دهند.
در روابط زناشویی، تعارض و طلاق با فشار خون بالا، ضعف ایمنی، بیماریهای تنفسی و مرگومیر مرتبطاند. آثار منفی تعارضها بر سلامت، قویتر از تأثیرات مثبت حمایت همسرانه است. بنابراین، خیانت نه تنها آسیب روانی عمیق بلکه تهدیدی جدی برای سلامت جسمی است.
ضربه خیانت و کار بالینی
مطالعات نشان میدهد ۲۵ تا ۵۰ درصد زوجهایی که به زوجدرمانی مراجعه میکنند، با مسئله خیانت روبرو هستند. خیانت یکی از چالشبرانگیزترین مشکلات بینفردی در درمان است و زوجهای متأثر از آن در آغاز درمان مشکلات عمیقتری دارند.
تأثیر روانی خیانت محدود به دو نفر نیست و ممکن است فرزندان، دوستان و خانواده را هم متاثر کند، بنابراین درمانگران باید به این ابعاد توجه کنند.
درمانهای بازسازی رابطه پس از خیانت معمولاً روی بازیابی اعتماد، بخشش و بیان آسیبپذیری تمرکز دارند. همسر خیانتکار تشویق میشود مسئولیت رفتار خود را بپذیرد و عذرخواهی کند.
موثر بودن درمان نیازمند آگاهی کامل درمانگر از پیامدهای روانشناختی، رفتاری، جسمی و بینفردی خیانت و توجه به همه این ابعاد است.
روشهای درمانی فعلی برای خیانت
زوجدرمانی
با وجود منابع نظری و بالینی فراوان، مطالعات تجربی کمی درباره اثربخشی درمان خیانت وجود دارد. زوجدرمانی توانسته استرس پس از سانحه، افسردگی و پریشانی زناشویی قربانیان خیانت را کاهش دهد و بخشش و رضایت از رابطه را افزایش دهد.
یکی از روشهای مؤثر، درمان متمرکز بر هیجان (EFT) است که به اصلاح احساسات ناسازگار و الگوهای منفی تعامل عاطفی کمک میکند تا دلبستگی ایمن و حس امنیت در رابطه بازسازی شود. مطالعهای روی ۲۰ زوج نشان داد EFT در کاهش پریشانی روانی و افزایش اعتماد مؤثر است، هرچند در پیگیری سهماهه کمی کاهش اعتماد دیده شد.
مدل حل آسیب دلبستگی (AIRM) مبتنی بر EFT، روی ۲۴ زوج اجرا شد که ۶۳٪ آنها بهبود چشمگیری در آسیبهای دلبستگی و افزایش رضایت و بخشش گزارش کردند. پیگیری سهساله نشان داد پیشرفتها حفظ شدهاند.
خیانت الکترونیکی چالش جدیدی در درمان است، چون زوجها درباره تعریف و مرزهای آن اختلاف نظر دارند. درمانگران باید به تفاوت برداشتها توجه و به زوجها کمک کنند قوانین و مرزهای رفتار آنلاین را تعیین و بر آنها نظارت کنند.
همچنین بخوانید: تحلیل کیفی دلایل خیانت زناشویی در زنان: عوامل روانی، اجتماعی و جنسی
درمان فردی پس از خیانت
شواهد کافی درباره اثربخشی درمان فردی برای شریک آسیبدیده از خیانت وجود ندارد. بیشتر مطالعات درمان خیانت روی زوجدرمانی تمرکز دارند، زیرا بسیاری از زوجها پس از خیانت رابطه را حفظ نمیکنند.
این کمبود ممکن است ناشی از تردید و آمادگی ناکافی شریک آسیبدیده برای آشتی باشد، بهخصوص اگر دلبستگی ناایمن داشته باشد. با این حال، درمان فردی میتواند بهعنوان مکمل درمان خیانت مفید باشد، بهویژه برای کمک به پردازش احساسات، بازسازی اعتماد به نفس و تصمیمگیری درباره ادامه رابطه.
ملاحظات تشخیصی درباره آسیب دلبستگی ناشی از خیانت
اگرچه واکنشهای آسیبزای قربانیان خیانت جدی است، لازم نیست آنها را مانند شرایط تهدیدکننده زندگی یا خشونت جنسی که برای تشخیص رسمی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) لازم است، در نظر گرفت. با این حال، برخی پژوهشگران معتقدند تجربه قربانی خیانت میتواند بهعنوان ضربه روانی تلقی شود و استفاده از برچسب PTSD در درمان ممکن است به عادیسازی آسیب و تسریع بهبود کمک کند.
مطالعهای نشان داد ۶۹.۶٪ همسران معتادان جنسی هنگام اطلاع از اعتیاد و خیانت همسر، معیارهای لازم برای تشخیص PTSD را داشتند. همچنین، در مطالعهای دیگر، چهار نفر از هر شش قربانی خیانت تمامی معیارهای استرس ناشی از این اختلال را تجربه کرده بودند.
تشخیص و درمان آسیبهای خیانت
برخی محققان پیشنهاد میکنند برای قربانیان خیانت، تشخیص «اختلال سازگاری» استفاده شود تا آسیب روانی و درمان آن بهتر مدنظر قرار گیرد. این اختلال معمولاً در پاسخ به رویدادهای استرسزا مثل جدایی یا فشارهای زندگی شکل میگیرد، اما نمیتواند شدت آسیب روانی مشابه PTSD را بهخوبی بازتاب دهد.
به همین دلیل، نوع جدیدی با عنوان «اختلال سازگاری با علائم آسیبزا» پیشنهاد شده که واکنشهای شدید روانی به خیانت را بهتر توضیح میدهد. خیانتهای جنسی یا عاطفی، از نظر نظریه دلبستگی، موجب فروپاشی اعتماد و امنیت در رابطه میشوند و باعث ناراحتی شدید روانی و بیثباتی هیجانی میگردند.
این واکنشها ممکن است ریشه در دلبستگی ناایمن داشته و به رفتارهای ناسازگار و آسیبهای جسمی و روانی منجر شوند. بنابراین، پیامدهای خیانت را میتوان نوعی اختلال سازگاری با واکنشهای عاطفی و روانی شدید دانست.

شیوع، شدت و تداوم آسیب روانی پس از خیانت
پژوهشها ارتباط قابلتوجهی بین تجربه خیانت و علائم آسیب روانی نشان میدهند، اما بررسیهای دقیق و طولانیمدت درباره واکنشهای قربانیان محدود است. پاسخ افراد به خیانت متنوع است؛ برخی ضربه شدید میبینند، برخی واکنش خنثی دارند و عدهای حتی واکنش مثبت نشان میدهند.
اکثر مطالعات مقطعیاند و آثار روانی خیانت در طول زمان هنوز مشخص نیست. همچنین تأثیر درمان فردی، زوجدرمانی یا ترکیب آن بر بهبود آسیبها نیازمند پژوهش بیشتر است. پرسشهایی مانند تغییر سبک دلبستگی و پیامدهای جسمی خیانت نیز کمتر بررسی شدهاند.
همچنین عوامل فردی در تحمل یا آسیبپذیری نسبت به خیانت و ویژگیهای شخصیتی خیانتکاران (مثل سهگانه تاریک: خودشیفتگی، روانپریشی و ماکیاولیسم) که با احتمال بیشتر خیانت و عدم پشیمانی همراه است، نیاز به مطالعه بیشتر دارند.
مترجم: دکتر صمد رشیدیان روانشناس بالینی- زوج درمانگر (موسس و مسئول فنی کلینیک مشاوره و خدمات رواشناختی سیفا)
منبع:
Warach, B., & Josephs, L. (2021). The aftershocks of infidelity: a review of infidelity-based attachment trauma. Sexual and Relationship Therapy, 36(1), 68-9.
[1]. sexually transmitted infections
[2]. Emotionally focused therapy
[3]. Attachment Injury Resolution Model


