0 از 75 سوالات تکمیل شده است .
پرسش و پاسخ:
دوست عزیز! آزمونی که در اختیار شما قرار گرفته است شامل جمله هایی است که مردم برای توصیف خودشان به کار می برند. این جمله ها برای کمک به توصیف احساس، رفتار و طرز فکر شما در نظر گرفته شده است. صداقت و جدیت شما در علامت گذاری جمله ها به شناخت شما کمک می کند.
آزمون روانشناسی طرحواره 75 سوالی یانگ ابزاری جامع و موثر در روانشناسی برای شناسایی الگوهای عاطفی و شناختی فرد است. این طرحواره که توسط روانشناس معروف، آرتور یانگ، توسعه یافته است، به بررسی و تحلیل ویژگیهای روانی افراد کمک میکند تا ریشههای مشکلات روانی و عاطفی آنها شناسایی گردد.
این طرحواره شامل 75 سوال است که به دستههای مختلفی تقسیمبندی شدهاند و هریک از آنها به جنبههای خاصی از شخصیت و رفتار فرد اشاره دارند. هدف از این طرحواره، کشف خطاهای شناختی و الگوهای رفتاری منفی است که میتوانند به بهبود کیفیت زندگی و تعاملات اجتماعی فرد کمک کنند.
از جنبهای دیگر، پرسشنامه طرحواره 75 سوالی یانگ به درمانگران این امکان را میدهد که در فرآیند درمان، به کشف دقیقتری از مشکلات بیمار دست یابند. این فرآیند شامل بررسی احساسات و تجربیات عمیق گذشته است که ممکن است بر رفتارهای حال حاضر تأثیر بگذارد.
در نهایت، طرحواره 75 سوالی یانگ نه تنها یک ابزار تشخیصی است، بلکه راهی برای شروع تغییرات مثبت در زندگی افراد نیز به شمار میآید. به این ترتیب، این طرحواره بر اهمیت شناخت خود و آگاهی از الگوهای عاطفی تأکید میورزد و میتواند به عنوان یک گام مؤثر در دستیابی به بهبود روانی مورد استفاده قرار گیرد.
استفاده از تست طرحواره 75 سوالی یانگ در فرآیند درمان، نقطه عطفی در روانشناسی معاصر است که میتواند به افراد کمک کند تا با شناخت بهتر خود، به زندگی سالمتری دست یابند.
|
شما باید متن وارد کنید
|
|
|
شما باید متن وارد کنید
|
|
|
شما باید یک عدد مشخص وارد کنید
|
|
|
شما باید متن وارد کنید
|
|
|
شما باید متن وارد کنید
|
در حال حاضر آزمون را تکمیل کرده اید . شما نمیتوانید دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است
شما برای اجرای آزمون باید عضو شده باشید یا وارد پنل کاربری شوید
شما برای شروع این آزمون باید آزمون های مشخص شده را تکمیل نمائید :
شما به 0 سوال از 75 سوال بدرستی جواب دادید
زمان سپری شده است
| میانگین امتیاز |
|
| امتیاز شما |
|
نمره بالاتر در هر حیطه نظر بالینی بدین معناست که طرحواره های این حیطه در ذهن وجود دارد.
حداقل امتیاز ۲۵ و حداکثر امتیاز ۱۵۰ می باشد.
بریدگی و طرد : انتظار این که نیازهای فرد برای امنیت، ثبات محبت، همدلی در میان گذاشتن احساسات پذیرش و احترام به شیوه ای قابل پیش بینی ارضاء نخواهند شد. طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود میآید که بی عاطفه، سرد، مضایقه گر، منزوی، تندخو، غیر قابل پیش بینی یا بدرفتار هستند.
این حیطه دارای ۵ طرح واره ی زیر می باشد:
حداقل امتیاز ۲۰ و حداکثر امتیاز ۱۲۰ می باشد.
خودگردانی و عملکرد مختل انتظاراتی که فرد از خود و محیط دارد با توانایی های محسوس او برای جدایی بقاء و عملکرد مستقل یا انجام موفقیت آمیز کارها تداخل می کنند.
طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که اعتماد به نفس کودک را کاهش می دهند، گرفتارند، بیش از حد از کودک محافظت می کنند یا این که نتوانسته اند کودک را به انجام کارهای بیرون از خانواده تشویق کنند.
این حیطه دارای ۴ طرح واره ی زیر می باشد:
حداقل امتیاز ۱۰ و حداکثر امتیاز ۶۰ می باشد.
محدودیت های مختل نقص در محدودیتهای درونی احساس مسئولیت در قبال دیگران یا جهت گیری نسبت به اهداف بلند مدت زندگی این طرحواره ها منجر به بروز مشکلاتی در رابطه با رعایت حقوق دیگران همکاری با دیگران تعهد یا هدف گزینی و رسیدن به اهداف واقع بینانه می شوند.
طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که به جای انضباط مواجهه ی مناسب محدودیت های منطقی، مسئولیت پذیری همکاری متقابل و هدف گزینی وجه مشخصه ی آنها سهل انگاری افراطی سردرگمی یا حس برتری است. در برخی موارد کودک ممکن است نتواند ناراحتی عادی و معمولی را تحمل کند یا این که ممکن است هدایت جهت مندی و راهنمایی کافی دریافت نکرده باشد.
این حیطه دارای ۲ طرح واره ی زیر می باشد:
حداقل امتیاز ۱۰ و حداکثر امتیاز ۶۰ می باشد.
دیگر جهت مندی تمرکز افراطی بر تمایلات احساسات و پاسخهای دیگران به گونه ای که نیازهای خود فرد نادیده گرفته می شود. این کار به منظور دریافت عشق و پذیرش تداوم ارتباط با دیگران یا اجتناب از انتقام و تلافی صورت می گیرد. در این طرحواره ها فرد معمولاً هیجانات و تمایلات طبیعی خود را واپس می زند و نسبت به آنها ناآگاه است.
طرحوارههای این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آیند که کودک را با قید و شرط پذیرفته اند: کودک به منظور دست یابی به توجه عشق و پذیرش دیگران باید جنبه های مهم شخصیت خود را نادیده بگیرد در بسیاری از این خانواده ها نیازها و تمایلات هیجانی والدین و منزلت اجتماعی در مقایسه با نیازها و احساسات کودک ارزش بیشتری دارند.
این حیطه دارای ۳ طرح واره ی زیر می باشد:
حداقل امتیاز ۱۰ و حداکثر امتیاز ۶۰ می باشد.
گوش به زنگی بیش از حد و بازداری تأکید افراطی بر واپس زنی احساسات تکانه ها و انتخاب های خود انگیخته ی فرد یا برآورده ساختن قواعد و انتظارات انعطاف ناپذیر و درونی شده درباره ی عملکرد و رفتار اخلاقی که اغلب منجر به از بین رفتن خوشحالی ابراز عقیده آرامش خاطر روابط نزدیک و سلامتی می شود.
طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که در آنها عصبانیت توقع و گاهی اوقات تنبیه مشاهده می شود، در این خانواده ها بر عملکرد عالی بی نقص گرایی وظیفه شناسی پیروی از قوانین پنهان سازی هیجانها اجتناب از اشتباه تأکید می شود در عین حال که به لذت خوشحالی و آرامش اهمیت چندانی داده نمی شود. معمولاً در چنین افرادی تمایلی نهفته نسبت به بدبینی و نگرانی وجود دارد بدین صورت که اگر افراد نتوانند در تمام اوقات گوش به زنگ باشند همه چیز از هم می باشد.
این حیطه دارای ۴ طرح واره ی زیر می باشد:
اغلب کسی را نداشته ام که از من حمایت کند، حرف هایش را با من بزند و عمیقا نگران اتفاقاتی باشد که برایم می افتد.
به طور کلی، کسی نبوده که به من عاطفه، محبت و صداقت نشان دهد.
در بیشتر اوقات زندگی، این احساس به من دست نداد که برای فرد دیگری، شخص ویژه و ممتازی به شمار می روم.
در اغلب اوقات کسی رانداشتم که واقعا در دل به من گوش دهد، مرا بفهمد یا این که احساس ها و نیازهای واقعی مرا درک کند.
وقتی که نمی دانستم کاری را چگونه انجام دهم، به ندرت شخصی پیدا می شد که مرا نصیحت و راهنمایی کند.
من به افراد نزدیک خودم خیلی وابسته ام چون می ترسم مرا ترک کنند.
آن قدر به دیگران نیازمندم که نگران از دست دادن آن ها هستم.
نگرانم از اینکه افرادی که به من نزدیکند مرا ترک و رها کنند.
وقتی احساس می کنم کسی که برایم مهم است از من دوری می کند، مایوس می شوم
برخی اوقات آن قدرنگران آن هستم که مردم مرا ترک کنند که آن ها را ازخودم می رانم.
احساس می کنم مردم از من سودجویی می کنند.
احساس می کنم باید در حضور دیگران از خودم محافظت کنم، چون فکر می کنم در غیر این صورت به من آسیب می زنند.
دیگران دیر یا زود به من خیانت می کنند.
نسبت به انگیزه های دیگران سوءظن شدید دارم.
معمولا به طور جدی به انگیزه های نهانی مردم فکر می کنم.
فکر می کنم وصله ی ناجور اجتماع هستم.
اساسا با بقیه خیلی فرق دارم.
نمی توانم به کسی تعلق خاطر داشته باشم، انسان گوشه گیری هستم.
احساس می کنم از مردم بیگانه شده ام.
همیشه احساس می کنم در بین افراد گروه، جایی ندارم.
مردان یا زنانی که دوستشان دارم، وقتی نقاط ضعف مرا ببینند، دیگر دوستم ندارند.
اگر کسی واقعا مرا بشناسد دوست ندارد با من رابطه ای نزدیک برقرار کند.
لیاقت عشق، توجه و احترام دیگران را ندارم.
احساس می کنم هیچ کس مرا دوست ندارد.
در بسیاری جنبه ها، بیش ازآن ناپذیرفتنی هستم که بتوانم خودم را به دیگران نشان بدهم.
تقریبا هیچ کاری را نمی توانم به خوبی دیگران انجام دهم.
وقتی به موفقیت نزدیک می شوم از درون احساس بی کفایتی می کنم.
ببیشتر مردم در حوزه های شغلی و کاری از من تواناترند.
نمی توانم مانند اغلب مردم در کارهایم با استعداد باشم.
در کار یا تحصیل، مثل بقیه باهوش نیستم.
احساس می کنم نمی توانم به تنهایی از پس کارهای زندگی روزمره ام بر بیایم.
فکر میکنم در انجام کارهای روزمره، آدم وابسته ای هستم.
فاقد عقل سلیم هستم.
اصلا به قضاوت های خودم در موقعیت های روزمره، اعتماد ندارم.
احساس می کنم نمی توانم به تنهایی گلیم خودم را از آب بیرون بکشم.
نمی توانم از شر این احساس رها شوم که اتفاق بدی می خواهد بیفتد.
احساس می کنم هر لحظه ممکن است یک فاجعه ی طبیعی، جنایی، حقوقی یا پزشکی برایم اتفاق بیفتد.
می ترسم مورد حمله قرار بگیرم.
می ترسم تمام سرمایه ی خود را از دست بدهم و بیچاره شوم.
اغلب نگرانم دچار سکته ی قلبی بشوم، حتی وقتی دلایل پزشکی کمی برای این احتمال وجود دارد.
قادر نیستم از والدینم جدا شوم، کاری که هم سن و سالهایم انجام می دهند.
من و والدینم تمایل داریم خود را بیش از حد در مشکلات زندگی یکدیگر درگیر کنیم.
برای من و والدینم بسیار سخت است که بدون داشتن احساس گناه یا خیانت، مسائل جزئی خصوصی خود را از یکدیگر پنهان نگاه داریم.
اغلب احساس می کنم که انگار والدینم در من زندگی می کنند….من نمی توانم یک زندگی جداگانه برای خودم داشته باشم.
اغلب احساس می کنم هویت جداگانه ای از والدین و همسرم ندارم.
فکر می کنم اگر کاری را بکنم که دلم می خواهد، برای خودم دردسر درست می کنم.
احساس می کنم چاره ای ندارم جز اینکه به خواسته های دیگران تن بدهم، چون در غیر این صورت مرا ترک می کنند یا در صدد تلافی بر می آیند.
در روابطم، به دیگران اجازه می دهم که بر من مسلط شوند.
همیشه به دیگران اجازه داده ام به جای من تصمیم گیرند، در نتیجه من واقعا نمی دانم چی می خواهم.
خیلی برایم مشکل است از دیگران تقاضا کنم حقوقم رارعایت کنند و احساساتم را درک کنند.
کار مراقبت از نزدیکانم، روی دوش من است.
آدم خوبی هستم، چون بیش از آنکه به فکر خودم باشم، به فکر دیگرانم.
مهم نیست که چقدر سرم شلوغ است، من همیشه می توانم وقتی را برای دیگران کنار بگذارم.
همیشه سنگ صبور مشکلات دیگران بوده ام.
دیگران نظرشان این است که من برای دیگران خیلی کار می کنم، ولی برای خودم کاری انجام نمی دهم.
از این که احساسات مثبتم (مثل محبت و توجه) را به دیگران نشان بدهم، خیلی خجالت می کشم.
برای من خیلی سخت است که احساساتم را نزد دیگران بروز دهم.
برای من خیلی سخت است که راحت و خودانگیخته رفتار کنم.
آنقدر خودم را کنترل می کنم که مردم فکر می کنند آدمی بی احساس هستم.
مردم نظرشان این است که من عصبی و ناراحتم.
باید در هر کاری که انجام می دهم بهترین باشم، نمی توانم توقعم را کم کنم.
سعی می کنم نهایت تلاش خود را بکنم، این که کار “تا حدودی خوب باشد” هیچ گاه راضی ام نمی کند.
باید به تمام مسئولیت هایم عمل کنم.
احساس می کنم برای پیشرفت ودستیابی به خواسته های خود، همواره تحت فشار هستم.
وقتی که کاری را اشتباه انجام می دهم، نمی توانم خودم را ببخشم یا برای اشتباهم بهانه تراشی کنم.
وقتی از کسی چیزی می خواهم، خیلی برایم سخت است نه بشنوم.
آدم خاصی هستم و نمی توانم محدودیتهایی را که بر سر راه مردم وجود دارد بپذیرم.
از اینکه مرا محدود کنند یا نگذارند کاری را که می خواهم بکنم متنفرم.
احساس می کنم نباید از قانونها و قراردادهای به هنجاری که مردم تابع آنها هستند، اطاعت کنم.
احساس می کنم کاری که من باید بکنم ارزشمند تر از کارهای دیگران است.
نمی توانم برای انجام تمام و کمال وظایف معمول یا خسته کننده، نظم و انضباط خاصی داشته باشم.
اگر به یکی از اهدافم نرسم زود مایوس می شوم و دست از کار می کشم.
برای من خیلی سخت است که رضایت آنی را فدای خوشحالی آنی کنم.
نمی توانم به خود فشار بیاورم که کارهایی را که برایم خوشایند نیستند، انجام دهم، حتی وقتی که می دانم نتایج خوبی در پی دارند.
به ندرت توانسته ام به تصمیم خود پایبند باشم.
کلینیک روانشناسی سیفا در سال 1398 افتتاح شد و به عنوان یک مرکز تخصصی در ارائه خدمات روانشناختی، فضایی آرام و حمایتگر برای افرادی است که به دنبال بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان خود هستند.
این کلینیک با بهرهگیری از تیمی مجرب و آموزشدیده، انواع مشاورهها و درمانهای روانی را ارائه میدهد.
تمامی حقوق متعلق به کلینیک سیفا می باشد.
Design by SFathi