خیلی دلم برای خواهر بزرگترم، رقیه، میسوخت. هر بار که پدرم به سراغ خواهرم میرفت، اگر او اجازه نمیداد، آنقدر رقیه را میزد که از حال میرفت و بعد کارش را میکرد.
خواهرم به شدت گریه میکرد و مستأصل ما را نگاه میکرد، اما ما کوچک بودیم و هیچ کاری از دستمان برنمیآمد.
بعضی وقتها که کارش با خواهرم رقیه تمام میشد میرفت سراغ سمیه و بعد میآمد سراغ من.
از کوچکی، شلوار مرا در میآورد و با دستهای کثیفش، نواحی خصوصیام را لمس میکرد، کمی که بزرگتر شدم به سینه هایم دست میزد ولی رقیه و سمیه هیچ وقت نگذاشتند که با من سکس کند و آن طفلکیها هر بار خودشان را سپر بلای من میکردند و به پدرم میگفتند:
– به مینا دست نزن، بیا ما دو تا هستیم.
حتی بعدها میخواست به یاسمن هم دستدرازی کند که باز رقیه و سمیه نمیگذاشتند.
آنقدر که برقرای رابطه جنسی بین رقیه و پدرم را دیدم بین پدرم و مادرم ندیدم.
یک وقتهایی که از مدرسه زود میآمدم، هوا چه سرد بود چه گرم مجبورم میکرد بیرون بمانم که کارش را با رقیه انجام دهد، من هم از دیوار بالا میرفتم و روی لبهی آن مینشستم و نگاه میکردم و گریه میکردم.

یکبار یادم میآید ماه محرم بود که این کار را کرد، حدوداً بین ساعت 10 الی 11 شب بود و همه خواب بودند به جز مادرم که به هیئت خانگی همسایه رفته بود، البته شاید بقیه هم مثل من بیدار بودند ولی جرات نداشتند که حرفی بزنند یا کاری انجام دهند، البته من اصلا نمیدانستم کار پدرم درست است یا غلط.
بار اول 8 سالم بود که چنین صحنهای میدیدم، پدرم یک چوب گذاشته بود کنارش و با آن رقیه را تهدید میکرد که اگر اجازه ندهد کارش را انجام دهد کتکش می زند، به او میگفت: زود باش پاهاتو بده بالا
او هم گریه میکرد و میگفت: بابا تو رو خدا نکن دردم میاد.
پدر کثافت و آشغالم میگفت: زود تموم میکنم زود باش یالا.
بعد شلوارش را به زور درآورد و پاهای خواهرم را داد بالا و کارش را انجام داد.
خواهر طفلکیام محکم دهان خودش را گرفته بود و از درد ناله میکرد، آن شب آنقدر از درد گریه کرد که خوابش برد، قبل از اینکه خوابش ببرد، پدر کثیفم او را بوسید و گفت: دیدی بابا زود تمومش کردم، من کاری باهات ندارم، اگر اجازه بدی و اذیت نکنی کتکت نمیزنم.
بقیه مواقع هم تجاوزهای پدرم به همین شکل بود و تا 16 سالگی رقیه طول کشید که بعد من به مادرم ماجرا را گفتم و دعوا شد.
خواهر بیچارهام را هم به یک پیرمرد دادند و تمام.
موضوعی که مطرح شد، یک مسئله بسیار حساس است و نیاز به برخورد دقیق و مراقبتی دارد. در ابتدا باید یادآوری کنم که این نوع رفتارها به شدت غیرقابل قبول و آزاردهنده هستند و آثار روانی شدیدی برای افرادی که درگیر آنها هستند، ایجاد میکنند. در اینجا قصد دارم به بررسی روانشناسی رفتار فردی که چنین اقداماتی را انجام میدهد، بپردازم و توضیح دهم که چه اختلالات یا عواملی ممکن است در بروز این رفتارها نقش داشته باشند.
اختلالات روانی و آسیبهای روانی
افرادی که دست به چنین رفتارهایی میزنند، معمولاً با اختلالات روانی یا شخصیتی جدی روبهرو هستند. برخی از این اختلالات ممکن است شامل موارد زیر باشند:
- اختلال شخصیت ضد اجتماعی (Antisocial Personality Disorder): این اختلال در افرادی دیده میشود که بیتوجه به احساسات دیگران هستند و هیچ احساس گناه یا پشیمانی برای رفتارهای خشونتآمیز یا غیر اخلاقی خود ندارند. این افراد ممکن است در اعمال خود از دیگران سوءاستفاده کرده و به حقوق دیگران بیتوجه باشند.
- اختلالات جنسی (Sexual Disorders): افراد با اختلالات جنسی همچون اختلال میل جنسی پرخطر (Hypersexuality) ممکن است نتوانند تمایلات جنسی خود را کنترل کنند و به این ترتیب رفتارهایی مانند تجاوز را در موقعیتهای غیرمجاز بروز دهند.
- آزار جنسی ناشی از آسیبهای کودکی (Childhood Trauma): بسیاری از افرادی که مرتکب رفتارهای آزاردهنده جنسی میشوند، خود در دوران کودکی یا نوجوانی قربانی سوءاستفادههای جنسی یا عاطفی بودهاند. این آسیبها ممکن است در روان آنها تاثیراتی منفی گذاشته باشند که در بزرگسالی به شکل رفتاری مشابه بروز میکند.
مشکلات در خانواده و روابط زناشویی
اینگونه رفتارها ممکن است از مشکلات موجود در روابط خانوادگی ناشی شوند:
- تنشهای زناشویی و سردی در روابط: ممکن است در این خانواده، مشکلات جدی در روابط میان والدین وجود داشته باشد. این مشکلات میتوانند به علت سردی یا بیتوجهی یکی از طرفین نسبت به دیگری ایجاد شوند. اگر مادر یا پدر نتوانند رابطهای گرم و حمایتی با یکدیگر داشته باشند، ممکن است یکی از آنها به دنبال جبران این خلا عاطفی از طریق رفتارهای نابهنجار به ویژه با فرزندان خود باشد.
- عدم حمایت عاطفی و تنشهای خانوادگی: در صورتی که فرد در دوران کودکی خود احساس بیتوجهی یا بیمحبتی از طرف والدین یا دیگر اعضای خانواده داشته باشد، ممکن است در بزرگسالی به دنبال جبران این خلا باشد. در چنین شرایطی، فرد ممکن است دچار اختلالات شخصیتی و عاطفی شده و رفتارهای نابهنجار مانند تجاوز به دیگران را بروز دهد.
مشکلات در دوران کودکی فرد

پدر این فرد ممکن است در دوران کودکی خود با مشکلات و آسیبهای روانی مواجه بوده باشد که در نهایت به بروز رفتارهای آسیبزا در بزرگسالی منجر شده است:
- آسیبهای جسمی یا روحی در دوران کودکی: ممکن است این فرد خود در کودکی قربانی خشونتهای جسمی یا روانی بوده باشد که در طول زمان به صورت اختلالات رفتاری و شخصیتی در بزرگسالی بروز کرده است. این فرد ممکن است دچار احساسات سرکوب شده و نیاز به بازتولید رفتارهایی مانند رفتارهای جنسی نابهنجار به عنوان نوعی پاسخ به این آسیبها باشد.
- عدم الگوی مناسب رفتاری در خانواده: اگر در دوران کودکی، این فرد هیچ مدل سالمی از روابط عاطفی یا جنسی مشاهده نکرده باشد و به رفتارهای نادرست اطرافیانش عادت کرده باشد، ممکن است در بزرگسالی این الگوها را به طور ناخودآگاه تکرار کند.
چرا ممکن است این رفتارها ادامه یابند؟
برخی از دلایلی که میتوانند باعث ادامه این رفتارها شوند عبارتند از:
- عدم آگاهی از آسیبهای روانی: فرد ممکن است نتواند درک کند که رفتارهای او تا چه حد به دیگران آسیب میزنند، به خصوص اگر چنین رفتارهایی در خانواده او نرمال یا پذیرفته شده باشند.
- عدم مداخلات درمانی یا مشاورهای: اگر این فرد به موقع کمک نگیرد و نتواند با آسیبهای روانی خود روبهرو شود، ممکن است این رفتارها در طول زمان ادامه پیدا کنند.
پیشگیری و درمان
برای مقابله با چنین رفتارهایی و جلوگیری از بروز آنها در آینده، نیاز به مداخلات روانشناسی و اجتماعی جدی وجود دارد:
- درمان روانشناختی (Psychotherapy): افرادی که به این نوع رفتارها دچار هستند باید تحت درمانهای روانشناختی قرار بگیرند، به خصوص درمانهایی که به مشکلات اساسی شخصیتی و آسیبهای روانی میپردازند.
- حمایت اجتماعی و خانواده: اگر فرد بتواند در محیطی حمایتی قرار گیرد و خانوادهاش نیز به مسائل روانی و رفتاری توجه کنند، میتوان از بروز آسیبهای بیشتر جلوگیری کرد.
در نهایت، مهم است که افراد درگیر در چنین مسائل و آسیبهایی از کمک حرفهای برخوردار شوند تا بتوانند به بهبودی و بازسازی روانی دست یابند.